تله های زندگی

۰۹ آبان ۱۳۹۷ | ۱۰:۰۹ کد : ۲۱ مطالب روانشناسی
تعداد بازدید:۵۸
آیا اکثرا جذب افرادی می شوید که بی مهر و عاطفه هستند؟ آیا احساس می کنید که نزدیکترین افراد زندگیتان به شما توجه کافی ندارند؟ آیا احساس می کنید فرد بی ارزشی هستید؟ آیا احساس می کنید به دلیل بی ارزشیتان، اطرافیان، شما را نمی پذیرند و دوستتان  ندارند؟ آیا نگران هستید که مبادا اتفاقات ناگواری برای شما یا عزیزانتان بیفتد؟ آیا یک درد خفیف ممکن است شما را به وادی وحشت بیندازد که مبادا دچار بیماری علاج ناپذیری شده اید؟
تله های زندگی

تبریک به شما همراه گرامی که تصمیم گرفته اید با تله ها (طرحواره ها)ی  زندگی خود آشنا شوید.

تله های زندگی چه هستند؟

آیا اکثرا جذب افرادی می شوید که بی مهر و عاطفه هستند؟ آیا احساس می کنید که نزدیکترین افراد زندگیتان به شما توجه کافی ندارند؟

آیا احساس می کنید فرد بی ارزشی هستید؟ آیا احساس می کنید به دلیل بی ارزشیتان، اطرافیان، شما را نمی پذیرند و دوستتان  ندارند؟

آیا نگران هستید که مبادا اتفاقات ناگواری برای شما یا عزیزانتان بیفتد؟

آیا یک درد خفیف ممکن است شما را به وادی وحشت بیندازد که مبادا دچار بیماری علاج ناپذیری شده اید؟

آیا خواسته های دیگران را بر نیازهای خودتان ترجیح می دهید؟ آیا در راه فداکاری برای دیگران چنان راه افراط می پیمایید که به خواسته های خودتان اصلا نرسید؟ آیا نیازهای واقعی تان را نمیشناسید؟

آیا متوجه شده اید که علی رغم برخورداری از تحسین و تشویق اجتماعی باز هم احساس نارضایتی و بی کفایتی می کنید؟

تله های زندگی از کجا و چگونه در زندگی ما پدید می آیند؟ چگونه الگوهای تکراری در زندگی ما ایجاد می کنند؟

چگونه میتوانند زندگی ما را برای همیشه قابل پیش بینی کنند؟

چطور میتوانند باورهای ما و احساسات ما را برای همیشه تغییر دهند؟

چنین الگوهایی را تله های زندگی یا طرح واره می نامند. ما در دوران کودکی به شیوه های مختلف آسیب دیده ایم، مثل: طرد، انتقاد، حمایت افراطی، بد رفتاری، بی توجهی یا محرومیت.

شاید به دلیل تداوم همین تله ها است که دردستیابی به اهداف زندگی با ناکامی و شکست روبرو می شویم.

تله های زندگی چگونگی تفکر، احساس، رفتار و نحوه ی ارتباط با دیگران را تعیین می کنند. این تله ها به احساس های شدیدی مثل عصبانیت، غمگینی و اضطراب دامن می زنند. حتی زمانی که در زندگی اوضاع بر وفق مراد است( جایگاه اجتماعی خوب، ازدواج شادکام، روابط خوب با دیگران، و موفقیت شغلی) باز هم ممکن است قادر به لذت بردن از زندگی نباشیم.

شاید باورش سخت باشد، اما:

ما تمایل داریم که دردها و رنجهای دوران کودکی را کماکان زنده نگه داریم. این مسئله یکی از بینش های عمیق در روان درمانی های مبتنی بر روان تحلیل گری است.

به عنوان مثال:

کودکی که در دوران کودکی اش با بدرفتاری اطرافیان روبه رو شده است با فردی بددهن، گستاخ و پرخاشگر ازدواج می کند یا اینکه خودش از دیگران سوء استفاده می کند.

فردی که در دوران کودکی اش آزار جنسی را تجربه کرده است در بزرگسالی ممکن است در دام روابط آشفته و بی هدف بیفتد.

کودکی که تحت سلطه ی دیگران بوده است، ممکن است در دوران بزرگسالی به شدت دیگران را کنترل کند.

 این پدیده در نگاه اول گیج کننده است. چرا ما دست به این کار می زنیم؟ چرا دوباره رنج ها و دردهایمان را زنده می کنیم و در دم هیزم  ی براین آتش می گذاریم؟ چرا نمیتوانیم دست از این الگوها برداریم و زندگی بهتری برای خودمان تدارک ببینیم؟

در واقع هرکسی با متوسل شدن به روشهای محکوم به شکست، به تداوم این الگوهای منفی دامن می زند. این واقعیت تعجب برانگیز را درمانگران نیز قبول دارند. در دوران بزرگسالی، شرایط و موقعیت هایی ایجاد می کنیم که شبیه به شرایط و موقعیت های دوران کودکی مان است. منظور از تله ی زندگی تمام روش هایی است که باعث بازآفرینی شرایط دوران کودکی مان می شود.

تله زندگی یا طرح واره

تله زندگی اصطلاحی عامیانه است برای اشاره به آنچه متخصصان طرح واره می نامند

تله های زندگی به معنای باورهای عمیق و تزلزل ناپذیری که در دوران کودکی درباره ی خود، دیگران و جهان اطراف در ذهن مان شکل گرفته اند.

این مسئله که الگوی زندگی ما معمولاً در کودکی شکل می‌گیرد تا حدود زیادی مورد توافق همگان است. همه انسان‌ها در دوران کودکی ناتوان، ناآگاه، وابسته به دیگران و بی‌تجربه هستند و طبیعی است که آسیب‌های زیادی دیده باشند. مشکل ازآنجایی آغاز می‌شود که این تجربیات اولیه زمینه‌ساز افتادن ما در تله‌هایی می‌شوند که گاهی در تمامی عمر همراه ما هستند.

تله های زندگی نقش تعیین کننده ای در شکل گیری احساس ما درباره ی خودمان دارند. رها کردنشان مستلزم چشم پوشی از امنیتی است که در پناه شان به دست آورده ایم. بنابراین این باورها علی رغم آسیبی که به ما می زنند در پنه آنها احساس امنیت می کنیم، زیرا به ما قدرت پیش بینی پذیری و اطمینان آفرینی می دهند.

این باورها را می توان به امنیت داشتن فردی ترسو در خانه تشبیه کرد. به همین دلیل شناخت درمانگران اعتقاد دارند که تغییر این باورها، کاری سخت و طاقت فرسا است.

تله‌های زندگی، الگوها یا درون‌مایه‌های دیرپای زندگی هستند.

تله‌های زندگی، خود آسیب‌رسان هستند.

تله‌های زندگی، برای بقای خودشان تلاش می‌کنند.

تله‌های زندگی علی‌رغم آسیبی که به ما می‌زنند، به ما نوعی از قدرت پیش‌بینی و ثبات در زندگی می‌دهند.

به همین دلیل ما مدام در حال بازآفرینی شرایط ایجادکننده تله‌های زندگی هستیم. به‌عبارتی‌دیگر خودمان را در زندان تله‌های زندگی حبس می‌کنیم به این امید که از عدم قطعیت و ابهام موجود در محیط اطراف حفاظت شویم. این احساس امنیت مانع اصلی تغییر این باورها هستند.

عمده روش‌هایی که با استفاده از آن‌ها زمینه تکرار تله‌های زندگی یا به عبارتی خارج نشدن از دام آن‌ها را فراهمی می‌کنیم عبارت‌اند از:

  • انتخاب و تکیه‌بر سبک‌های مقابله‌ای شخصی ناکارآمد
  • انتخاب همسر
  • انتخاب شغل
  • تحریف‌های شناختی از اطلاعات محیطی
  • استدلال‌های منطقی برای درست بودن شیوه تفکر و سبک‌ها مقابله‌ای خود

ممکن است تغییر طرح‌واره یا خارج شدن از تله زندگی بسیار سخت باشد ولی کاملاً ممکن است. شناخت و آگاهی از وجود آن‌ها نیز در کمترین برآورد، می‌تواند به کاهش تاثیر و دامنه اثرگذاری آن‌ها به ما کمک کند. 

بدین منظور پرسشنامه ای تهیه شده است .در این پرسشنامه 90 سوال برای سنجش تله های زندگی یا طرحواره ها تعیین شده است.

این پرسشنامه برای آشنایی با تله‌های زندگی است. درصورتی‌که درنتیجه آشنایی با تله‌های زندگی به این نتیجه رسیدید که احتمالاً در یکی از این تله‌ها گرفتارشده‌اید می‌توانید با استفاده از سوالات، تفصیلی‌تر و دقیق‌تر به ارزیابی خود بپردازید یا از مشاوره تخصصی بهره‌مند گردید.


نظر شما :