اختلال شخصیت پارانویید

۱۶ اسفند ۱۳۹۵ | ۰۰:۰۰ کد : ۳۰ مطالب روانشناسی
تعداد بازدید:۲۷۴
شخصیت پارانویید را افرادی تشکیل میدهد که سو ظن به همه دارند و فکر میکنند همه قصد سواستفاده دارند و به هیچکس اعتماد ندارند و رفتارهای دیگران را سو تعبیر میکنند.

اختلال شخصیت پارانویید

از ویژگی های این اختلال : سوظن و بی اعتمادی به دیگران، گرایش به دیدن خود به صورت آدم بی عیب، گوش به زنگ بودن برای آسیب دیدن تصوری از جانب دیگران(یعنی فکر می کند دیگران می خواهند به نوعی به او آسیب برسانند)

شخصیت پارانویید را افرادی تشکیل میدهد که سو ظن به همه دارند و فکر میکنند همه قصد سواستفاده دارند و به هیچکس اعتماد ندارند و رفتارهای دیگران را سوتعبیر میکنند. اما هذیان ندارند و با پارانویا و اسکیزوفرنی پارانویید که دچار هذیان هستند فرق دارند

افراد با شخصیت پارانویید، به همه سوظن دارند و فکر می کنند همه قصد سواستفاده از آنها دارند. آنها نمی توانند به کسی اعتماد کنند و همینطور رفتار دیگران را سو تعبیر می کنند.

این افراد معمولا نسبت به جنس مخالف، سوظن و بی اعتمادی  دارند.

ملاک های اختلال شخصیت پارانویید:

شواهدی از بی اعتمادی یا سوظن فراگیر حداقل به چهار شیوه زیر وجود دارد.

1.سوظن فراگیر در مورد فریب خوردن یا مورد بهره کشی قرار گرفتن.

2.تردیدهای ناموجه در مورد وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان یا همکاران.

3.اکراه در اعتمادکردن به دیگران به علت تردیدهایی درباره وفاداری یا قابل اعتماد بودن.

4.از گفته ها یا رویدادهای معمولی، معانی تحقیرآمیز یا تهدید کننده استنباط می کند.

5.کینه دیگران را به دل می گیرد؛ توهین ها، صدمات، یا تحقیرهای دیگران را نمی بخشد.

6.واکنش های خصمانه به حملات تصوری به شخصیت یا حیثیت خویش.

7.سوظن های مکرر در مورد وفاداری همسر یا شریک جنسی

مورد پژوهی شخصیت پارانویید:

کارگر ساختمانی 40 ساله ای معتقد است که همکارانش او را دوست ندارند و می ترسد که یک کسی ممکن است باعث شود که داربست بر سرش خراب شود و به او صدمه بزند. این نگرانی، مشاجره ای را در صف ناهار به دنبال داشت که این بیمار احساس کرد یکی از همکاران یواشکی جلو زده است و از دست او شاکی شد. او متوجه شد که این «دشمن» جدید با مرد دیگری می خندد و تصور می کرد که وی را مسخره می کنند.

این بیماران اطلاعات خودانگیخته کمی را ارایه می دهد، ساکت در صندلی می نشیند، چشمان گشادی دارد و به دقت تمام حرکات در اتاق را دنبال می کند. او خطوط بین سوال های مصاحبه گر را می خواند، احساس می کند از او انتقاد می شود، و تصور می کند که مصاحبه گر همدست همکارانش است.

او در کودکی پسر تنهایی بود و احساس می کرد سایر کودکان دار و دسته هایی را علیه او تشکیل می دهند. او در مدرسه عملکرد خوبی نداشت اما معلمان خود را سرزنش می کرد. او مدعی بود که آنها دخترها را به پسرها ترجیح می دهند.

او ترک تحصیل کرد و از آن زمان به بعد کارگر سخت کوش و کارآمدی بوده است؛ اما احساس می کند که هرگز استراحت نمی کند. او معتقد است که به خاطر مذهب کاتولیک اش علیه وی تبعیض قایل می شوند اما نمی تواند شواهد قانع کننده ای ارایه دهد.

او با مدیران و همکاران خوب کنار نمی آید، و در موقعیت هایی که بتواند تنها کار کند و ناهار بخورد خیلی بهتر عمل می کند. او به خاطر اینکه احساس می کرد با او بد رفتاری شده است بارها شغل خود را عوض کرده است.

این بیمار از خانواده خود توقع زیادی دارد و از آن فاصله می گیرد. فرزندان او وی را «آقا» صدا می کنند و می دانند که وقتی او در خانه است تعامل نکردن با او عاقلانه است. او ترجیح می دهد کسی به خانه اش نرود و وقتی همسرش برای دیدن دیگران بیرون می رود بی قرار می شود(اقتباس از اسپیتزر و همکاران).

کلید واژه ها: پارانوییداختلال شخصیت


نظر شما :